تبليغاتX
نگارستان - چند کلمه هم از دخترعمهء کودک!
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من

دخترک! حالا که آمده ای بگذار چند کلمه برای ات حرف بزنم. بد جایی متولد شده ای. چند سال دیگر مانتو و روسری اجباری را باید بپذیری. با این سیر قهقهرایی مملکت، بلکه هم چادر و روبنده.  اینجا سرزمین مردان است. شهروند درجه دوم به حساب خواهی آمد. قبل از هر چیز زیبایی ات راآن هم با معیار های مردانه  محک خواهند زد و به چشم  مردان این سرزمین پیش از هر چیز سک.س آبجکت هستی . خیابان عرصهء مردان است. تو فقط حق داری محتاطانه در آن تردد کنی. اگر بخواهی چند دقیقه گوشه ای از خیابان بنشینی یا حتا بایستی بیچاره ات خواهند کرد. اینجا حتا از درس خواندن تو  وحشت دارند. کار کردن و استقلال مالی ات چیزی در مایه های فاجعه است. اینجا زن بودن یعنی اقلیت بودن. همه چیز مختص مرداناست مگر این که برچسب "بانوان" داشته باشد. 

وقتی قرار بود به دنیا بیایی سخت غمگین بودم. اما حالا که آمده ای و می بینم چطور جیغ های بنفش می کشی و صورتت سرخ می شود غمگین نیستم. امده ای و مجبوری سهمت را از زندگی، زندگی کنی. حتا اگر سهم تو سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه و مانتو و روسری اجباری باشد. برای ات فقط یک آرزو دارم. که با همه این تبعیض ها، هرگز از زن بودنت بیزار نشوی. با مشکلات بیرونی می شود جنگید. اما وقتی مشکل درونی باشد بیچاره ات خواهد کرد. امیدوارم آنقدر باهوش و قوی باشی که هرگز حسرت پسر به دنیا نیامدن را نداشته باشی.
دوستت دارم

عمه نگار!!



+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 20:0  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->