تبليغاتX
نگارستان - زندگی در پیش رو
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من

این آخر هفته هم اومدم خونه. نمی دونم آخرش می خواد چی بشه با این اوضاع. این ترم هر هفته اومدم گرگان و در طول هفته هم که فقط الکی رفتم سر کلاس ها و نه گوش دادم و نه جزوه نوشتم و نه هیچی.  این هفته مسابقات روبوکاپ بود. دانشگاه شلوغ پلوغ بود و از اون یکنواختی همیشگی بیرون اومده بود. روز های کسالت بار و پر اضطراب پیش رو هستند.
یه چیزی هست که نمی ذاره درس بخونم و نمی دونم چیه. یه جور ناآرامی و نا مطمئن بودن نسبت به چیزی که نمی دونم چیه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 17:32  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->