تبليغاتX
نگارستان - آفرين
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من

آفتاب ِ خوبِ من، مرا کمی
مهربان تر از گذشته ها ببین
با نگاهِ ماهِ خود به من بخند
یک سبد ستاره از دلم بچین

فکر کن تمامِ کارهای من
در گذشته توی خواب بوده است
حرف های روز های پیش از این
بی حساب و بی کتاب بوده است

هرچه گرد و خاک دارد این دلم
پاک کن به دستِ مهربانِ باد
شعر های تلخ و تیز و تند را
هرچه من سروده ام ببر ز یاد

سررسید تازه ای به من ببخش
حرف های تازهء مرا ببین
می نویسم از تو شعر تازه ای
تا بخوانی و بگویی آفرین

۲۳ خرداد ۸۲. نگار نوجوان

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:58  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->