تبليغاتX
نگارستان - مینی بوس نامه
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من

دوست سال اولی ام مشهدی است. با من آمده بود گرگان و از اینجا می خواست برود مشهد. به مناسبت ایام ارتحال قحطی اتوبوس بود و ناچار با مینی بوس رفته بود تا مشهد. پیگیر رسیدنش بودم و پرسیدم که : حالا مینی بوسش خوب بود ؟
همان لحظه از ذهنم گذشت که این "ش" را چرا به مینی بوس چسباندم؟ به نظرم خیلی نادرست آمد. باید می گفتم: می نی بوسه ! در محاوره  یعنی مینی بوسی که باهاش رفتی. یا مینی بوس مذکور. اما گفته بودم مینی بوسش!
بعدتر فکر کردم این "ش" اشاره دارد به رفتن و سفر. یعنی مینی بوسِ سفرت چطور بود؟ پس خیلی هم خطا نیست.

حالا که این متن را نوشته ام  می بینم چقدر توضیحات اضافی داده ام. می شد بدون گفتن اینکه دوستم سال اولی است و مشهدی است و آمده بود گرگان و غیره اصل مطلب را بگویم. اما یک عالمه داستان تعریف کردم. نه که پشیمان باشم. اگر بودم که خب پاک می کردم نوشته ام را. برام جالب بود فقط. اینکه اینقدر از توضیحات اضافی متنفرم اما خودم گاهی میل دارم توضیحات اضافی بدهم.
شاید چون مخاطب اصلی این وبلاگ خودم هست. توضیح اضافی اعصاب خرد کن نیست وقتی از خودم باشد برای خودم. حالا می فهمم که زبان ابزار فکر کردن است. دست کم برای من.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 21:53  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->