تبليغاتX
نگارستان - دختر باغ آرزو
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من

آن وقت ها که ما دبیرستانی بودیم خیلی با اینهایی که الآن دبیرستانی
هستند حال و هوایمان فرق داشت.
یادمه این آهنگ رو خیلی دوست داشتم. امشب بعد از سال ها بطور
اتفاقی دوباره گوش دادمش. رفتم توی حال و هوای اون روز ها و عشق
های نوجوانانه ام که چقدر عشق های خوب و ساده و بی درد و رنجی
بودند. چقدر عشق های اصیل و عمیقی بودند. چقدر ناب بودند.

کس ندارد خبر از راز نهان من و تو
تا بود باد صبا نامه رسان من و تو
گر چه شد سوز دل آرام جان من و تو
مي زند شعله ها بر آشيان من و تو

...

آرد، پیک سحر، بر من از تو خبر
تا رسد از راه نامه رسانم
نام تو باشد، ورد زبانم ...

 دختر باغ آرزو. کار نسرین خسروی
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 23:36  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->