آن وقت ها که ما دبیرستانی بودیم خیلی با اینهایی که الآن دبیرستانی
هستند حال و هوایمان فرق داشت.
یادمه این آهنگ رو خیلی دوست داشتم. امشب بعد از سال ها بطور
اتفاقی دوباره گوش دادمش. رفتم توی حال و هوای اون روز ها و عشق
های نوجوانانه ام که چقدر عشق های خوب و ساده و بی درد و رنجی
بودند. چقدر عشق های اصیل و عمیقی بودند. چقدر ناب بودند.
کس ندارد خبر از راز نهان من و تو
تا بود باد صبا نامه رسان من و تو
گر چه شد سوز دل آرام جان من و تو
مي زند شعله ها بر آشيان من و تو
...
آرد، پیک سحر، بر من از تو خبر
تا رسد از راه نامه رسانم
نام تو باشد، ورد زبانم ...
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 23:36  توسط نگار نوجوان
|