تبليغاتX
نگارستان - از قیل و قال مدرسه
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من
من و مینا خوشحالیم که دکتر رنجبر از خارجه برگشته و سیالات
1و2 را خودش ارائه می کند. اما این خوشحالی محدود است به
ما دو نفر که از دکتر دومیری دل خوشی نداریم. حرف های ک.ت.ج
و زن-ستیز و مسخره کردن و تحقیر دختر ها بماند، نصف وقت
کلاس (بلکه بیشتر) را به حرف های نامربوط و شوخی های سطح
پایین می گذارند و حضور در کلاسش چندان مفید نیست.
گیتا دوست 82 ای ام می گفت که هر درسی با این استاد برداشتی
فاتحه اش را بخوان. البته به لحاظ فهم مطلب وگرنه از نظر نمره
دادن خیلی خوبه و وجبی نمره می ده.
بر عکس دکتر رنجبر که هرچند خیلی سخت نمره می ده و خیلی
ها از درسی که با او برمیدارند نمره ی سالم به در نمی برند در
عوض مطالب را خوب ارائه می کنه و منظم و جدیه.
حالا غیر از ما دو نفر که خوشحالیم همه عزا گرفته اند از بازگشت
دکتر رنجبر و بقول سیّد(همکلاسیم) می گویند : « به فنا رفتیم!» .
*
همین سناریو در مورد درس طراحی اجزاء هم اجرا می شه.
دکتر حجتی واقعاً استاد خوبیه از نظر فهماندن مطلب به بچه ها
اما امتحاناتش هم مثل تدریسش کیفیت بالایی داره و در مقابل
استاد دیگه ی همین درس هرچند معمولی درس میده اما بهتر نمره
می ده و بخاطر همین از اقبال عمومی دانشجو ها برخورداره!
*
وقتی به بچه ها می گم بهتره با استادی واحد برداریم که بهتر
ازش یاد می گیریم انگار جوک گفته باشم! خیلی هایشان هم
می گویند که نظر من درسته اما در پایان تحصیل معدل هست
که به کار تو میاد نه اینکه مثلاً چقدر درس ها رو خوب فهمیدی.
شاید هم بخاطر اینکه این تئوری ها که ما می خوانیم اصولاً
به درد صنعت مملکتمان نمی خوره.
خلاصه جو، جوّ غم انگیز واحد پاس کردن و نمره گرفتن و زودتر مدرک
گرفتن و خلاص شدنه.
*
بیشتر بخاطر همین هاست که این روز ها حال خوشی ندارم و از
فکر برگشتن به آن محیط و شروع ترم تحصیلی جدید هیچ دلم
شاد نمی شود بلکه غمگین هم می شوم و شور و شوقی در دلم ندارم.
برعکس همه سال های بچگی که عیدم به جای اول فروردین اول مهر بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 16:11  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->