تبليغاتX
نگارستان - ویار!
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من
دوست دارم ماشین را بردارم بروم توی جاده آق قلا رانندگی کنم
هوس عجیبی است که امروز به سرم افتاده
درس خواندن هم شد کار؟ توی زمستان به این قشنگی که دل
آدم هی هوس های جورواجور دارد...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 13:47  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->