تبليغاتX
نگارستان - از پری تا سنتوری. از فرنی تا هانس!
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو، می شود اندوه تر اندوهِ من
من خیلی کم فیلم تماشا می کنم. خیلی کم. ولی از بس ملت توی
وبلاگ هایشان از "سنتوری" نوشتند، فیلم را گرفتیم که ببینیم و دیدیم.
اواسط فیلم همون موقع که داشت پدر و مادر پسره رو نشون می داد
یکهو داد زدم (خواهرم کنارم بود) : این به خدا داستان دلقکه!
کتاب "عقاید یک دلقک" هاینرش بل را همین هفتهء پیش به پیشنهاد
که نه، به معرفی یک عموی خوب خوانده بودم و از روی چند نشانه
به این نتیجه رسیدم. هنرمند بودن هانس و علی. جیم زدن ماری و هانیه.
عتیقه بودن مادرهای هانس و علی. پولدار بودن باباهای هانس ها وعلی!
معتاد شدن علی و الکلی شدن هانس. شکستگی پای هانس و دست علی.
بعدش رفتم توی گوگل سرچ کردم: عقاید یک دلقک+ سنتوری . و دیدم
بله. خیلی ها نظرشان همین است و چون سابقه داریوش خان را داشتم
که "پری" اش کپی "فرنی و زویی" سلینجر بود گمانم بدل به یقین شد.
این همه اکبر اصغر چیدم که بگم اگر داریوش خان بابت این داستان پولی
به جیب هاینریش ( که هرچی نباشه رفیق عمو جانمه) ریخته، منم
پول فیلمو به حسابش می ریزم!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 3:4  توسط نگار نوجوان  | 

 
<-persianstat->