هم وطنان گرامی! مسافرین عزیز نوروزی! شهرمان را شلوغ کرده اید، آشغال های تان را توی خیابان می ریزید توی پیاده رویی که محل پیاده روی ما بود چادر علم کرده اید، جهنم! مهمان اید! قدم تان سر چشم! اما ارواح امواتتان توی نیم وجب عرض جاده زیارت که یک دختر دوچرخه سوار می بینید به گفتن متلک اکتفا کنید و از ویراژ دادن های میلیمیتری از کنار بنده خدا بپرهیزید! به خدا با همان متلک هم فهم و شعور و فرهنگ متعالی تان را منتقل می کنید. نیازی به ابراز عملی نیست.
پ ن:اون کسی که سرچ کرده "نگار نوجوان" و "نگارستان" و اومده توی این وبلاگ لطف کنه خودش رو معرفی کنه!
آمار منو در میاری ؟!
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 22:51  توسط نگار نوجوان
|
این نقاشی را هدا حدادی کشیده
می خواهم با باد دوستی کنم تا رازهای دل هایی را بدانم که پنجره هاشان را بسته اند